باج گیری عاطفی

باج گیری عاطفی

باج‌گیری عاطفی شکل بسیار مؤثر از استثمار است که در آن نزدیکان ما به طور مستقیم و یا غیرمستقیم ما را تهدید می‌کنند که اگر کاری را مطابق میل آن‌ها انجام ندهیم، تنبیه می‌شویم. در قلب همه‌ی باج‌گیری‌ها یک تهدید اصلی وجود دارد که می‌تواند به شکل‌های مختلف ابراز شود:

«اگر آن‌طور که من می‌خواهم رفتار نکنی، رنج خواهی برد». باج‌گیر جنایتکار، می‌تواند شما را تهدید کند که با افشای وقایع گذشته‌تان، آبرویتان را به خطر می‌اندازد؛ و یا از شما باج می‌خواهد تا حرفی نزند و رازتان را پنهان کند؛ اما هدف‌گیری باج‌گیران عاطفی دقیق‌تر است. آن‌ها می‌دانند که رابطه ما با آن‌ها برایمان تا چه اندازه اهمیت دارد. می‌دانند که در این زمینه بسیار لطمه پذیریم. آن‌ها اغلب عمیق‌ترین اسرار ما را می‌دانند و هر چقدر هم که به ما علاقه‌مند باشند، هر زمان که ترس دور از دسترس بودن خواسته‌هایشان گریبان‌گیرشان می‌شود، از این اسرار به شکل تهدیدی استفاده می‌کنند تا آن‌چه را می‌خواهند به دست آورند: فرمان‌برداری ما را.

با آگاهی از این امر که ما به محبت و تأییدشان نیاز داریم، تهدیدمان می‌کنند که ما را از این محبت محروم خواهند ساخت و یا به ما این احساس را می‌بخشند که باید تلاش کنیم تا محبت و تأیید آن‌ها را جلب کنیم. مثلاً اگر شما به دست و دل بازی و بخشندگی و مهربانی خود می‌بالید، باج‌گیر شما را متهم به خودخواهی و بی‌ملاحظه‌گی می‌کند، زیرا به خواسته‌های او توجهی نکرده‌اید.

اگر پول و امنیت برای شما ارزشمند است، باج‌گیر شروطی را برای دادن پول و امنیت به شما تعیین می‌کند و یا تهدیدتان می‌کند که شما را از آن‌ها محروم خواهد ساخت؛ و اگر تهدیدهایش را باور کنید، سلطه بر تصمیمات و رفتارهای شما را به شکل الگویی دائمی‌ دنبال می‌کند.

ما در دام رقص باج‌گیری اسیر می‌شویم؛ رقصی که دارای قدم‌ها، شکل‌ها و شریکان متعدد است.

چرا قادر به تشخیص باج‌گیری نیستیم؟

چطور است که بسیاری از افراد قابل و باهوش رفتارهایی را که کاملاً روشن و واضح‌اند تشخیص نمی‌دهند؟ یک دلیل اصلی‌اش مهارت باجگیران است که اجازه نمی‌دهند ما چگونگی استثمار خود را درک کنیم، زیرا مِه غلیظی خلق می‌کنند که اعمال آن‌ها را نامرئی می‌سازد. ما اگر می‌توانستیم، در مقابلشان می‌ایستادیم، اما آن‌ها کاری می‌کنند که نتوانیم ببینیم چه اتفاقی دارد می‌افتد.

مِه در واقع به معنای ترس، تعهد و احساس گناه است؛ ابزارهایی که باج‌گیران با کمک آن‌ها معامله می‌کنند. باج‌گیران میزان زیادی مِه را در روابط خود تزریق می‌کنند تا ترس ما، مانع نادیده گرفتن آن‌ها شود، تا متعهد شویم راه آن‌ها را دنبال کنیم و اگر نکنیم دچار احساس گناه شدیدی شویم.

از آن‌جایی که رسوخ در چنین مِه غلیظی کاری بس دشوار است و زمانی که کسی از نزدیکانمان ما را استثمار می‌کند ما متوجه هدف او نمی‌شویم، نکات این لیست را بخوانید تا دریابید هدف یکی از این باج‌گیران قرار گرفته‌اید یا نه؟

* تهدیدتان می‌کنند که اگر آن‌چه را از شما می‌خواهند انجام ندهید، زندگی‌تان را دشوار خواهند ساخت؟

* بی‌وقفه تهدیدتان می‌کنند که اگر مطابق میلشان رفتار نکنید، رابطه‌شان را با شما قطع می‌کنند؟

* مستقیم و یا غیرمستقیم به شما می‌گویند که اگر به آن‌ها توجهی نکنید، به خودشان آسیب می‌رسانند و یا دچار افسردگی می‌شوند؟

* هرچقدر هم که به آن‌ها بدهید، همیشه بیشتر و بیشتر می‌خواهند؟

* مرتباً فرض می‌کنند که شما تسلیم‌شان خواهید شد؟

* هرگز به احساسات و خواسته‌های شما توجه نمی‌کنند؟

* وعده‌های فریبنده می‌دهند و هرگز به آن‌ها عمل نمی‌کنند؟

* هر زمان که مطابق میلشان رفتار نمی‌کنید شما را خودخواه، بد، طماع و بی‌توجه می‌خوانند؟

* هر زمان که از آن‌ها اطاعت می‌کنید تحسینتان می‌کنند و هر زمان که نمی‌کنید، حرف‌هایشان را پس می‌گیرند.

* از پول به شکل اسلحه‌ای برای رسیدن به خواسته‌هایشان استفاده می‌کنند؟

اگر حتی به یکی از سؤالات فوق جواب مثبت داده‎‌اید، بدانید که در دام باج‌گیری عاطفی افتاده‌اید؟ اما به شما اطمینان می‌دهیم که با ایجاد یک رشته تغییرات می‌توانید موقعیت خود را بلافاصله بهبود بخشید و احساس بهتری پیدا کنید.

چشمانتان را باز کنید

قبل از ایجاد هر نوع تغییری، بهتر است چگونگی روابطمان با باج‌گیر را مشخص سازیم. باید چراغ‌ها را روشن کنیم. برای خاتمه دادن به باج‌گیری عاطفی، قدم بسیار مهمی‌است، چون در حالی که ما سعی می‌کنیم مِه را نابود کنیم، باج‌گیر لایه‌های تازه‌ای به آن می‌افزاید. به رغم پیشرفت‌هایی که در سال‌های اخیر در شناسایی خلق و خو و حالات روانی و انگیزه‌های خود به دست آورده‌ایم، وقتی سروکارمان با مِه می‌افتد، حواسمان کرخت می‌شود و ردیاب‌هایمان که معمولاً راهنمای روابطمان هستند، از کار می‌افتند. باج‌گیرها فشارهایی را که بر ما وارد می‌سازند با مهارت تغییر شکل می‌دهند، به گونه‌ای که ما از خودمان می‌پرسیم چه اتفاقی دارد می‌افتد. به علاوه، میان آن‌چه باج‌گیران انجام می‌دهند. تعبیر محبت‌آمیز و معصومانه‌ای که از اعمال خود می‌کنند تفاوت عمیقی وجود دارد. ما سردرگم ‌می‌شویم، جهت‌یابی‌مان را از دست می‌دهیم و آزرده خاطر ‌می‌گردیم؛ اما ما تنها نیستیم. باج‌گیری عاطفی مشکلی است که میلیون‌ها نفر با آن درگیرند.

نقش خود را دریابید

بدون کمک ما هیچ نوع باج‌گیری عاطفی ریشه نمی‌گیرد. یادتان باشد باج‌گیری نیازمند دو طرف است ـ یک همکاری متقابل است ـ و ما باید بدانیم به عنوان هدف باج‌گیری چه نقشی در ‌این میان داریم.

هر یک از ما با نقاط حساس خود وارد انواع ارتباط‌ها ‌می‌شویم ـ آزردگی‌های انباشته شده، پشیمانی، عدم امنیت، ترس و خشم‌. این‌ها نقاط حساس ما هستند. نقاطی که اگر لمسشان کنیم به درد می‌آیند. باج‌گیری عاطفی زمانی به وجود می‌آید که ما به افراد اجازه ‌می‌دهیم بدانند که‌ این نقاط را در ما شناخته‌اند، یعنی زمانی که آن‌ها نقطه حساس را ‌می‌فشارند و ما از جا ‌می‌پریم.

ساده است که با تمرکز بر رفتار دیگران فکر کنیم اگر آن‌ها عوض شوند همه چیز درست می‌شود. اما آن‌چه واقعاً نیاز داریم تعهد و شهامت ما در درک خودمان برای تغییر مسیر اثرگذاری بر افراد است که در‌آینده مبدل به باج‌گیران عاطفی خواهند شد. دشوار است که قبول کنیم خود ما در حین تسلیم شدن، به باج‌گیر یاد ‌می‌دهیم چگونه از ما باج‌گیری عاطفی کند؛ اما واقعیت تلخ ‌این است که سازش ما پاداشی است که باج‌گیر دریافت می‌کند و هر زمان که ما‌ این پاداش را در قبال عمل خاصی به کسی می‌بخشیم – مهم نیست خودمان بدانیم یا نه – به روشنی به آن‌ها می‌فهمانیم که می‌توانند باز هم چنین عملی را تکرار کنند.

کشف انگیزه واقعی

چطور می‌توانیم دریابیم که کسی قصد حل مسئله را دارد یا قصد باج‌گیری؟ قطعاً او به ما نخواهد گفت. به یقین می‌گوید: «برایم مهم نیست که تو چه می‌خواهی. من فقط دلم می‌خواهد راه خودم را دنبال کنم». در موقعیت‌های عاطفی شدید، ادراکات ما در ابر غلیظی فرو می‌رود و وقتی تحت فشار قرار می‌گیریم، این وضعیت تشدید می‌شود. فهرست زیر به شما کمک می‌کند باج‌گیری عاطفی را تشخیص دهید و مقاصد و هدف‌هایی را که در پشت رفتار عادی طرف مقابلتان پنهان شده کشف کنید. اگر کسی بخواهد اختلاف خود با شما را به روش صادقانه‌ای حل کند، کارهای زیر را انجام می‌دهد:

* با صراحت در مورد اختلافش با شما صحبت می‌کند.

* احساسات و نگرانی‌هایتان را درک می‌کند و دلیل مقاومت شما در مقابل خواسته‌اش را متوجه می‌شود.

* مسئولیت بخشی از این اختلاف را می‌پذیرد.

اگر کسی بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند، کارهای زیر را انجام می‌دهد:

* تلاش می‌کند شما را تحت سلطه قرار دهد.

* اعتراضات شما را نادیده می‌گیرد.

* اصرار می‌ورزد که شخصیت و انگیزش‌هایش برتر از شماست.

* مسئولیت بخشی از این اختلاف را نمی‌پذیرد.

وقتی می‌بینید فردی اصرار به دنبال کردن راه خود دارد، بدون توجه به بهایی که شما باید بپردازید، آگاه باشید که با عمق رفتار یک باج‌گیر عاطفی روبه رو شده‌اید.

برچسب ها: بدون برچسب

Add a Comment

برای افزودن دیدگاه باید وارد شوید .